51 - امام سجاد (عليه السلام ) و مردى از غيب



ابوحمزه ثمالى گويد: روزى امام زين العابدين (عليه السلام ) از منزل بيرون آمد، تا به اين باغ (اشاره به باغى است كه در آنجا بود) رسيد، وارد باغ شد، ناگهان مردى آن حضرت را ديد و عرض كرد: چرا اندوهگين هستى ؟ آيا اندوه تو در مورد دنيا است با اينكه رزق و روزى خداوند به همه كس از نيك و بد مى رسد.
امام فرمود: سخن تو درست است كه روزى خدا همه جا را فرا گرفته ، ولى اندوه من درباره كمبود رزق و روزى نيست .
او عرض كرد: آيا ديده اى كسى از خداوند تقاضايى كند، ولى خداوند تقاضاى او را بر نياورد.
امام فرمود: نه ، چنين كسى نيست كه تقاضايش از جانب خدا رد گردد.
ابوحمزه گويد: امام سجاد فرمود: پس از اين دو سوال ديدم كسى در آنجا نيست (و آن شخص ديدم غيبش زد) (73)